تبلیغات
مشاوره حقوقی رایگان - حضانت اطفال و تكالیف والدین در مقابل آنها مشاوره حقوقی رایگان
مشاوره حقوقی رایگان
قبول وکالت و مشاوره دعاوی حقوقی ، کیفری ، تجاری و خانوادگی از سراسر کشور
: : : :
درباره ما
علی صاحبی ***(وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی ) قبول وکالت و مشاوره کلیه دعاوی حقوقی ، کیفری ، تجاری و خانوادگی از سراسر کشور / تلفن : 77494049(021)-09123461722
نویسندگان
موضوعات مطالب
نظرسنجی
نظر شما در مورد محتویات سایت چه میزان است ؟






پیوندهای روزانه
آمار و امكانات
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
تعداد کل نویسندگان :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازید از وبلاگ :
اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
شما میتوانید سوالات حقوقی خویش را از طریق فرم زیر با اینجانب مطرح نمائید تا در اسرع وقت پاسخگوی آن باشم.
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل(دقت کنید) :
موضوع پیام :
*پیام :

تبلیغات
حضانت اطفال و تكالیف والدین در مقابل آنها ( نقل از نشریه ماوی )

تعریف: حضانت در لغت به معنای پروراندن، پرستاری، دایگی و تیمارداری و در اصطلا‌ح حقوقی عبارت است از نگهداری مادی و معنوی طفل توسط كسانی كه قانون مقرر داشته و قائم به اركان زیر است: 1- حضانت مخصوص ابوین و اقربای طفل است و میان اقربا رعایت طبقات ارث نمی‌شود. 2- به موجب ماده 1168 قانون مدنی نگهداری اطفال هم حق و هم تكلیف ابوین است. 3- حفظ مادی (جسم) و تربیت اخلا‌قی و معنوی طفل مناسب با شؤون او 4- اهلیت قانونی برای حضانت طفل. از نظر قانونی حضانت به معنای مواظبت و نگهداری و مراقبت از حال صغیر است كه غالباً برعهده پدر و مادر می‌باشد؛ چراكه از نظر محبت و علا‌قه نسبت به فرزند سزاوارتر از دیگری هستند. قانون مدنی هم از این امتیاز قانونی استفاده كرده و در ماده 1171 آورده است:
«در صورت فوت یكی از ابوین، حضانت طفل با آن كه زنده است، خواهد بود؛ هرچند متوفا پدر طفل بوده و برای او قیم معین كرده باشند.»مطابق مواد 1180 و 1181 قانون مدنی، طفل صغیر تحت ولا‌یت قهری پدر و جد پدری است و هریك از پدر و جد پدری نسبت به اولا‌د خود ولا‌یت دارند. حضانت یا نگهداری اطفال حق و تكلیفی است كه پدر و مادر برابر قانون نسبت به طفل خود دارند؛ اما شیر دادن كودك از لوازم حضانت محسوب نمی‌شود؛ یعنی مادر مجبور نیست كه فرزند خود را شیر دهد؛ مگر در صورتی كه تغذیه طفل به غیر از شیر مادر ممكن نباشد. «براساس ماده 1168 قانون مدنی نگهداری اطفال هم حق و هم تكلیف ابوین است.» رأی شماره 117 مورخ 31 شهریور 1373 شعبه 7 دیوان عالی كشور بدین ترتیب مادر مجبور نیست فرزند خود را شیر دهد. قرآن مجید هم به این امر توجه داشته و در آیه 6 سوره طلا‌ق فرموده است: «و ان كن اولا‌ت حمل فانفقوا علیهن حتی یعضن حملهن فان ارضعن لكم...»؛ اگر زن حامله باشد تا وقت وضع حمل نفقه دهید؛ ‌ آن‌گاه اگر فرزند شما را شیر دهد. ماده 1176 قانون مدنی نیز بر همین مبنا اشعار می‌دارد: «مادر مجبور نیست كه به طفل خود شیر دهد؛ مگر در صورتی كه تغذیه به غیر شیر مادر ممكن نباشد.»

حقوق و تكالیف زیر از لوازم حضانت است:
1- تربیت طفل: پدر و مادر در صورت قدرت و استطاعت در حدود توانایی خود باید به تربیت فرزندان خود بپردازند. (ماده 1178 قانون مدنی)
 2- تنبیه طفل: ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند؛ اما به استناد این حق نمی‌توانند او را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند.‌(ماده 1179 قانون مدنی)
 3- اطاعت طفل: در مقابل هر حقی یك تكلیف هم وجود دارد. بر این اساس قانونگذار در ماده 1177 قانون مدنی فرزند را مكلف نموده كه مطیع پدر و مادر خود بوده و در هر سنی كه باشند، به آنها احترام گزارد.
«صدور رأی به حضانت افراد كبیر فاقد وجهه قانونی است.» رأی شماره 115 مورخ 8 مهر 1371 شعبه 7 دیوان عالی كشور

حضانت طفل با چه كسی است؟
مطابق ماده 1169 اصلاحی مصوب 1382 مجلس شورای اسلامی و تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام قانون مدنی برای حفاظت و نگهداری طفلی كه والدین او جدا از یكدیگر زندگی می‌كنند، مادر تا سن 7 سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. ا‌ین قاعده مربوط به زمانی است كه پدر و مادر هردو در قید حیات باشند، والا‌ در صورت فوت یكی از آنها حضانت برعهده كسی است كه زنده می‌باشد. «چنانچه مادر متعهد تأدیه مخارج اطفال ذكور شود، با این قید كه تا زمان رشد و بلوغ آنان پدر، اطفال مزبور را از مادر مطالبه نكند، این تعهد و قید به نفع مادر بوده و مانعی است برای پدر در مطالبه اطفال و بر این موضوع دلا‌لت ندارد كه در صورت صرف‌نظر مادر از قیدی كه به نفع او شده، باز هم ملزم به نگهداری اطفال باشد.» حكم شماره 363 مورخ 8 خرداد 1334 شعبه 4 دیوان عالی كشور (مجموعه متین، قسمت حقوقی، ص 155)
در ماده 1173 اصلا‌حی مصوب 11 آبان 1376 قانون مدنی آمده است: «هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلا‌قی پدر و مادری كه طفل تحت حضانت آنهاست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلا‌قی طفل در معرض خطر باشد، محكمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا قیم او و یا رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را كه برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ كند.» موارد زیر از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلا‌قی هریك از والدین است:
 1- اعتیاد زیان‌آور به الكل، مواد مخدر و قمار
 2- اشتهار به فساد اخلا‌قی و فحشا
 3- ابتلا‌ به بیماری‌های روانی به تشخیص پزشكی قانونی
 4- سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به روی آوردن به مشاغل ضداخلا‌قی مانند فساد و فحشا، تكدی‌گری و قاچاق
 5- تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.
از این ماده چنین استنباط می‌شود كه شخصی كه مكلف به نگهداری طفلی است، به واسطه عدم لیاقت یا فساد اخلا‌قی شایسته حضانت نمی‌باشد. «حضانت با وجود شرایط قانونی، حق مادر است نه اولویت.» حكم شماره 2551 مورخ 21 آبان 1321 شعبه 6 دیوان عالی كشور (مجموعه متین، قسمت حقوقی)

تكالیف والدین در مقابل فرزندان خود از دیدگاه قانون:
 یكی از مهم‌ترین وظایف پدر و مادر، حضانت و تربیت فرزندان و حرفه‌آموزی به آنها تا حد امكان، فراهم آوردن وسایل تحصیل و مواظبت در اموالشان است، به‌گونه ای كه بیكار و مهمل نمانند. در ماده 1178 قانون مدنی هم تصریح شده است: «ابوین مكلف هستند در حد توانایی خود به تربیت اطفال خویش برحسب مقتضی اقدام كنند و نباید آنها را مهمل بگذارند.»
برابر این ماده پدر و مادر تكلیف دارند تا آنجا كه برایشان امكان‌پذیر است، به تربیت و تأدیب فرزندان خود اهتمام نموده و در این‌خصوص اهمال ننمایند و از آنجا كه فرزندان سرمایه‌های آینده جامعه می‌باشند، باید در حفظ و تربیت آنها به نحو صحیحی اقدام كنند و هرگاه از آنان خطایی سر زند، به تنبیه و ملا‌متشان بپردازند؛ البته تنبیه نمودن فرزندان نباید از حدود قانونی فراتر رود. در ماده 1179 قانون مدنی به همین امر تصریح شده و آمده است: «ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند؛ اما به استناد این حق نمی‌توانند طفل خود را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند.»
از مفهوم ماده مذكور استنباط می‌شود كه این تنبیه صرفاً برای جلوگیری از انحراف فرزند اعمال می‌شود و از این حد باید به گونه‌ای استفاده گردد كه با تنبیه پشیمانی عاید نشود.

تفاوت حضانت با ولا‌یت قهری پدر نسبت به فرزند از نظر حقوقی:
ولا‌یت قهری از حقوق اصلی پدر و جد پدری است و به منظور تعلیم و تربیت و تأدیب و اداره اموال فرزند پیش‌بینی شده و اختیاری است مطلق كه به پدر اعطا گردیده است.در ماده واحده مربوط به حضانت مادران آمده است: «حضانت فرزندان صغیری كه پدرانشان به مقام والا‌ی شهادت رسیده یا فوت كرده باشند، با مادران آنها خواهد بود؛ مگر این كه دادگاه صالح حكم به عدم صلا‌حیت مادر صادر كند.»این ماده واحده در واقع تأكیدی است بر ماده 1171 قانون مدنی كه برابر آن در صورت فوت پدر یا شهادت او حضانت به مادر داده می‌شود.
بنابراین هزینه متعارف زندگی این فرزندان كه از اموال موروثی‌شان و یا از طریق بودجه نهادهای انقلا‌بی پرداخت می‌شود، در اختیار مادران آنها قرار می‌گیرد؛ مگر این كه دادگاه براساس آگاهی و تحقیق خود به عدم صلا‌حیت مادر حكم صادر نماید. در این صورت حدود هزینه متعارف را دادگاه تعیین و به مادر یا نماینده قانونی او پرداخت خواهد كرد.

اهمیت حضانت اطفال به روایت قانون و آیات قرآن:
ماده 1173 اصلا‌حی قانون مدنی می‌گوید: «هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلا‌قی پدر یا مادری كه طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلا‌قی طفل در معرض خطر باشد، محكمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا قیم او و یا رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را كه برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ كند.» موارد زیر از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلا‌قی هریك از والدین است: 1- اعتیاد زیان‌آور به الكل، مواد مخدر و قمار 2- اشتهار به فساد اخلا‌قی و فحشا 3- ابتلا‌ به بیماری‌های روانی به تشخیص پزشكی قانونی 4- سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به روی آوردن به مشاغل ضداخلا‌قی مانند فساد و فحشا، تكدی‌گری و قاچاق 5- تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف. ماده 1174 همان قانون می‌گوید: «در صورتی كه به علت طلا‌ق یا به هر جهت دیگر ابوین طفل در یك منزل سكونت نداشته باشند، هریك از ابوین كه طفل تحت حضانت او نمی‌‌باشد، حق ملا‌قات فرزند خود را دارد. تعیین زمان و مكان ملا‌قات و سایر جزئیات مربوط به آن در صورت اختلا‌ف بین ابوین با محكمه است.» با توجه به این موارد ملا‌حظه می‌شود كه خانواده هسته اجتماع و طفل كانون این هسته را تشكیل می‌دهد؛ زیرا كودك در درون خانواده پرورش می‌یابد و اجتماع را به وجود می‌آورد. از این رو چنانچه به وضع اطفال و خواسته‌ها، امیال و مقتضیات كودكی آنان توجه شود، بی‌شك قسمت اعظم تبهكاری‌هایی كه در جوامع به وقوع می‌پیوندد، از میان خواهد رفت.
بنابراین مسأله نگهداری و تربیت اطفال و اداره امور مالی و معنوی آنان در این سن اقتضای توجه و دقت بیشتری را دارد. اسلا‌م به موضوع كودكان توجه خاصی را مبذول داشته و سعی نموده با قوانین آسمانی خود عواطف انسان‌ها را برانگیخته و برای این قشر معصوم اجتماع، موقعیتی شایسته به وجود آورد. در آیه 233 سوره بقره آمده است: «والوالدات یرضعن اولا‌دهن حولین كاملین لمن اراد ان یتم الرضاعه و علی المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف لا‌تكلف نفس الا‌ وسعها...»؛ مادران باید 2 سال تمام فرزندان خود را شیر دهند. آن كه خواهد فرزند را شیر تمام دهد، برعهده صاحب فرزند (پدر) است كه خوراك و پوشاك مادر را به حد متعارف بدهد و هیچ كس را تكلیف جز به‌اندازه طاقت نكنند.
 در آیه 6 سوره طلا‌ق نیز آمده است: «... و ان كن اولا‌ت حمل فانفقوا علیهن حتی یضعن حملهن فان ارضعن لكم فاتوهن...»؛ یعنی به زنان مطلقه اگر حامله هستند تا وقت وضع حمل نفقه دهید. آن‌گاه كه فرزند شما را شیر دهند، اجرتشان را با قرارداد متعارف میان خود بپردازید. خداوند همچنین در آیه 151 سوره انعام می‌فرماید: «لا‌تقتلوا اولا‌دكم من املا‌ق نحن نرزقكم و ایاهم و لا‌تقربوا الفواحش ما ظهر منها...»؛ هرگز فرزند خود را از بیم فقر نكشید. شما و آنها را روزی می‌دهیم و دیگر به كارهای زشت آشكار و پنهان نزدیك نشوید.
بدین ترتیب حضانت در فقه امامیه عبارت است از ولا‌یت و سلطنت بر تربیت طفل و آنچه متعلق به اوست، مانند خوابانیدن وی در رختخواب، نظافت و شست‌وشو و سركشی كردن به او و موضوعاتی مانند‌آن.
در حقوق مدنی ایران مبنای حقوقی حضانت همان‌‌گونه كه در ماده 1168 قانون مدنی آمده است هم حق و هم تكلیف ابوین است؛ اما این حق مطلق نبوده و اعمال آن موكول به داشتن صلا‌حیت اخلا‌قی پدر، مادر و جد یا شخص ثالث دیگر، مقیم بودنشان در محل سكونت طفل و سرانجام كوشش آنها در مواظبت از مولی‌علیه است. در ماده 1178 قانون مذكور نیز آمده است: «ابوین مكلف هستند در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش برحسب مقتضی اقدام كنند و نباید آنها را مهمل بگذارند.» بنابراین حضانت حقی نیست كه صرفاً به خاطر استفاده پدر، مادر و جد یا شخص ثالث دیگر كه عهده‌دار حضانت طفل هستند تأسیس شده باشد؛ بلكه حقی است كه غایت آن مصلحت جامعه بوده و وظیفه‌ای است كه براساس آن قانونگذار، والدین را در نگهداری و تربیت طفل، نسبت به دیگران برتری و سلطه قانونی داده است.
در نتیجه می‌توان گفت كه حضانت تركیبی است از حق و تكلیف؛ حق است به دلیل اختیاراتی كه به سرپرست طفل می‌دهد و حق تقدمی‌است كه برای او به وجود می‌آورد و اما تكلیف است به جهت این كه هدف از ایجاد آن حفظ حقوق عمومی‌به ویژه رعایت مصلحت طفل می‌باشد نه حفظ منافع سرپرست؛ بلكه صلا‌حیت اعمال حق حضانت در حقوق مدنی ایران از ابتدای تولد طفل تا هنگام بلوغ او توأمان برعهده پدر و مادر است. قبول حضانت مادر امری است كه مورد قبول قانونگذار ایران می‌باشد؛ زیرا به موجب ماده 1171 قانون مدنی، در صورت فوت یكی از ابوین، حضانت طفل با آن كه زنده است، خواهد بود؛ هرچند متوفا پدر طفل بوده و برای او قیم معین كرده باشد. از این رو اگر پدر طفلی ولو یك‌روزه فوت كند، مادر او خواهد توانست حضانت او را تا هنگام خروج از حجر تصدی نماید. لا‌زم به یادآوری است كه مسأله اولویت والدین در اجرای حق حضانت، هم مربوط به زمان ازدواج و هم مربوط به زمان پس از انحلا‌ل نكاح می‌باشد و این موضوع به عنوان یك قاعده آمره پذیرفته شده است.

ضمانت اجرای حضانت در حقوق ایران

ضمانت اجرای حضانت در حقوق ایران به نحو اختصار عبارت است از:

1- ضمانت اجرای جلوگیری از اعمال حق حضانت

ماده 632 قانون مجازات اسلا‌می‌در این مورد گفته است: «اگر كسی از دادن اطفالی كه به او سپرده شده است، در موقع مطالبه اشخاصی كه قانوناً حق مطالبه دارند، امتناع كند به مجازات حبس از 3 ماه تا 6 ماه یا به جزای نقدی از یك میلیون و 500 هزار ریال تا 3 میلیون ریال محكوم خواهد شد.»

2- ضمانت اجرای خودداری از اعمال حضانت

ماده 1172 در این خصوص می‌گوید: «هیچ یك از ابوین حق ندارند، در مدتی كه حضانت طفل به عهده اوست، از نگهداری او امتناع كند، در صورت امتناع یكی از ابوین، حاكم باید به تقاضای قیم یا یكی از اقربا و یا به تقاضای مدعی‌العموم نگهداری طفل را به هر یك از ابوین كه حضانت به عهده اوست، الزام كند...»

3- ضمانت اجرای عدم مواظبت از طفل

ماده واحده ماده 1173 اصلا‌حی قانون مدنی (كه به نحو مشروح توضیح داده شد) تكلیف را روشن نموده است.

در مورد مسؤولیت حقوقی كسی كه نگهداری یا مواظبت از مجنون یا صغیر قانوناً به او سپرده شده، هرگاه تقصیری در نگهداری و مواظبت آنها نموده و زیانی به آنها وارد شود، مسؤول جبران زیان وارده خواهد بود. در این مورد ماده 633 قانون مجازات اسلا‌می‌گفته است: «هرگاه كسی شخصاً یا به دستور دیگری طفل یا شخصی را كه قادر به محافظت از خود نمی‌باشد، در محلی كه خالی از سكنه است، را نماید به حبس از 6 ماه تا 2 سال و یا جزای نقدی از 3 میلیون تا 12 میلیون ریال محكوم خواهد شد.»

با توجه به موارد مذكور چكیده عناوین مارالذكر جهت اجرای مفاد آن برای طرفین ضروری است:

1- عدم تسلیم طفل به كسی كه حضانت بر عهده اوست، 3 تا 6 ماه حبس و تا 3 میلیون ریال جریمه را در پی دارد.

2- عدم مواظبت از طفل یا انحطاط اخلا‌قی مانند اعتیاد، اشتهار به فساد، تكرار ضرب و تكدی‌گری موجب سقوط حضانت و مستوجب مسؤولیت مدنی است.

3- در صورت ممانعت از استرداد طفل، ممانعت كننده به حبس محكوم شده تا عمل استرداد انجام شود.

4- منع ملا‌قات طفل برای طرف دیگر تا 2 بار جزای نقدی و برای بار سوم موجب سلب حضانت می‌گردد.

5- در صورت امتناع از پذیرش حضانت، دادگاه طرف مقابل را الزام و اگر الزام میسر واقع نشد، حضانت به شخص ثالث واگذار و با هزینه پدر و مادر اداره خواهد شد.

6- فاسد بودن مادر مانع ملا‌قات فرزند نخواهد شد؛ زیرا ملا‌قات فرزند حق فطری و طبیعی یك مادر است.

7- تعیین زمان و میزان ملا‌قات در صورت نبود توافق طرفین با دادگاه است.

8- در صورت بالا‌ رفتن هزینه زندگی، مادری كه حضانت طفل بر عهده اوست، می‌تواند از دادگاه تقاضای افزایش نفقه را بنماید.

توضیح اینكه با رسیدن سن بلوغ (در پسر 15 سال تمام قمری و در دختر 9 سال تمام قمری) دادگاه خود را فارغ از رسیدگی درخصوص حضانت دانسته و فرزندان حق انتخاب ادامه زندگی نزد یكی از والدین را خواهند داشت كه در هر صورت تأمین مخارج زندگی با پدر خواهد بود.



تنبیه طفل

شكی نیست كه پدر و مادر به عنوان والدین و مربی كودك برای تربیت و تأدیب و جلوگیری از انحراف او می‌توانند تا حدی كه شرع انور اسلا‌م به آن اشاره داشته است، از تنبیه (حدود 3 ضربه و در برخی روایات، تا 6 ضربه كه جای آن سرخ یا كبود نشود) استفاده كنند؛ اما این بدان معنا نیست كه ضرب و شتم و اعمال خشونت بر فرزند برای تربیت بی‌اشكال است و تأثیر منفی ندارد.

اصل اساسی و اولیه اسلا‌م كه نقش تربیتی و اصلا‌حی عظیمی دارد، همان تشویق و تحریك و ترغیب به كارهای خوب است كه متأسفانه خانواده‌ها به دلا‌یل مختلف به آن كم توجهی می‌كنند. قانون هم در صورتی این اختیار را به والدین داده است كه پا از حدود مجاز فرا نگذارند، در غیر این صورت تنبیه آنان حالت غیرقانونی پیدا نموده و به مانند سایر افراد به مجازات‌های قانونی محكوم خواهند شد؛ زیرا ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند؛ اما به استناد این حق نمی‌توانند طفل خود را خارج از حدود، تأدیب و تنبیه نمایند.

اقدامات والدین و اولیای قانونی و سرپرستان صغار و محجورین كه به منظور تأدیب یا حفاظت آنها انجام می‌شود، باید در حد متعارف و معمول و صرفاً در جهت تأدیب و تربیت طفل صورت گیرد، همان طور كه شق اول ماده 59 قانون مجازات اسلا‌می‌هم در این مورد تأكید كرده است.

بنابراین همان‌طور كهآورده شد، والدین و مربی كودك جهت تربیت و تأدیب و برای جلوگیری از انحراف وی می‌توانند تا حدی كه شرع مقدس به آن اشاره داشته است، عمل نمایند.

حدود تنبیه، متأسفانه در قانون ما به طور واضح و شفاف تبیین و مطرح نشده و تعریفی از آن كه حد و مرز تنبیه را مشخص نماید، در قانون نیامده است كه والدین تا چه حد و با چه وسیله ای مجاز به تنبیه هستند، قانون تنها به یك مورد اشاره مختصر نموده و موارد دیگر را احصا و یا لا‌اقل روشن نكرده است.

در این زمینه روایاتی از ائمه داریم كه حدود تنبیه طفل را روشن نموده و پدر را در صورت تنبیه طفل كه منجر به سرخ یا كبود شدن بدن كودك گردد، به پرداخت دیه محكوم نموده است.

از جمله وصایای حضرت پیغمبر (ص) این بود كه فرمود: «برای تأدیب بیش از 3 ضربه نزن و اگر چنین كردی، روز قیامت قصاص خواهی شد.»

با تعمق و دقت نظر در شرایطی كه در روایات بدان اشاره شد و همین طور سخنان گهربار معصومین (ع)، تنبیه یك اصل حكیمانه است نه شیوه خشونت‌آمیزی برای جبران ناتوانی‌های والدین در تربیت كودك، حتی در روایات داریم كه والدین مجاز نیستند كودكان كمتر از 7 سال را حتی برای وادار كردن به نماز كتك بزنند؛ زیرا اسلا‌م دین رأفت و مهربانی است و چنانچه دستورهای حكیمانه آن را سرلوحه زندگی قرار دهیم، بی‌تردید زندگی مناسبی خواهیم داشت.

در نهایت هرگاه قانون حدود تنبیه را تبیین و احصا نكند، همچنان راه برای سوءاستفاده افراد و تضییع حقوق كودكان باز خواهد بود. در ماده 1173 اصلا‌حی مصوب سال 76 قانون مدنی آمده است: «هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلا‌قی پدر یا مادری كه طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلا‌قی طفل در معرض خطر باشد، محكمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را كه برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ كند...» ملا‌حظه می‌گردد در این قانون نیز به تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف اشاره شده و حال آن كه حد متعارف در پرده‌ای از ابهام قرار گرفته است كه امیدواریم هرچه سریع‌تر شاهد رفع خلأهای قانونی، اجرایی و حمایتی از كودكان باشیم.

در پایان بحث متذكر می‌شوم كه والدین به هیچ وجه نمی‌توانند فرزندان خود را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند. همچنین مطابق شق 5 ماده 1173 اصلا‌حی مصوب 76 قانون مدنی كه در بحث حضانت آورده شده است، نمی‌توانند طفل خود را خارج از حد متعارف مورد ایراد ضرب و جرح قرار دهند.

بنابراین در صورتی كه ابوین طفل خارج از حد متعارف و موارد قانونی اشاره شده، نسبت به تنبیه طفل خود اقدام نمایند كه در نتیجه منجر به ایراد ضرب و جرح و یا قتل طفل شود، به تناسب نتیجه حاصل شده از ارتكاب جرم، به مثابه سایر مجرمان به تحمل مجازات‌های قانونی محكوم خواهند شد. در ماده 1179 قانون مدنی آمده است: «ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند؛ ولی به استناد این حق نمی‌توانند طفل خود را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند.»

مربوط به دسته : حقوق مدنی ,            ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از در روز پنجشنبه 23 خرداد 1387 | یادگاری های شما ()
عناوین آخرین مطالب ارسالی